افول ایالات متحده فرصتی برای تغییر شکل مجدد در قوانین بین المللی فراهم می کند ، اما این اتفاق نمی تواند رخ دهد در حالی که غرب همیشه روسیه را “مرد بد” می داند – RT Op-ed

افول ایالات متحده فرصتی برای تغییر شکل مجدد در قوانین بین المللی فراهم می کند ، اما این اتفاق نمی تواند رخ دهد در حالی که غرب همیشه روسیه را “مرد بد” می داند – RT Op-ed

توسط گلن دیزن، استادیار دانشگاه نروژ جنوب شرقی و سردبیر مجله روسیه در امور جهانی. او را در توییتر دنبال کنیدglenndiesen

با تحول نظم جهانی ، باید فرصتی برای کشورها برقرار شود تا روابط جدیدی برقرار کنند. اما تا زمانی که قدرت های غربی از روایت خسته آمریکا پیروی کنند که “روسیه برابر بد است” ، هیچ تغییر مهمی رخ نمی دهد.

حقوق بین الملل تا حد زیادی بازتاب قدرت است. قدرتهای بزرگ قوانین بین الملل را پذیرفته اند که انعطاف پذیری سیاست خارجی آنها را محدود می کند اگر در عوض متقابل و پیش بینی پذیری کسب کنند. در یک سیستم بین المللی با چندین قدرت بزرگ که یکدیگر را متعادل می کنند ، قوانین بین المللی با محدودیت هایی برای استفاده از زور به سمت حاکمیت و صلح گرایش پیدا می کنند.

هنگامی که ایالات متحده پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به عنوان تنها ابرقدرت ظهور کرد ، انعطاف پذیری سیاست خارجی – معادله متقابل تغییر کرد. بدون داشتن هیچ گونه قدرتی که بتواند ایالات متحده و غرب را مهار کند ، حقوق بین الملل با معرفی مفاهیمی که از نابرابری حاکمیت و رفع محدودیتهای استفاده از زور حمایت می کردند ، تغییر یافت.

قصد خوب یک نظم بین المللی لیبرال این بود که باید یک نظم عادلانه تر باشد ، زیرا یک سیستم بین المللی بیش از حد منظم نمی تواند عادلانه باشد. با این حال ، مشترک بودن مداخله گرایی بشردوستانه ، ترویج دموکراسی ، جنگ جهانی علیه ترور و سایر اقدامات جدید سیاست خارجی این است که غرب می تواند حاکمیت مطلق باشد ، در حالی که به طور همزمان ادعای حقوقی برای مداخله در سایر کشورها را دارد.




همچنین در rt.com
روابط آمریكا و روسیه همچنان در نزدیكی سنگین قرار دارند: “عدم استفاده از قدرتهای هسته ای پیشرو – كرملین



افول فعلی ایالات متحده ، همانطور که از نفوذ کمرنگ آن بر سیستم بین المللی مشهود است ، در حال ایجاد فشارهای جدید برای احیای قوانین بین المللی سنتی است که برابری حاکمیت را بالا می برد. به عبارت ساده ، قدرتهای بزرگی مانند چین و روسیه انگیزه های کمی برای محدود کردن قانون بین المللی ندارند که غرب را محدود نمی کند. روسیه با استدلال مبنی بر اینكه روسیه مقدمه استقلال کریمه از اوکراین را به رسمیت می شناسد ، قاطعانه حق انحصاری غرب در به رسمیت شناختن استقلال كوزوو از صربستان را رد كرد.

از این منظر ، اقدامات روسیه در مورد کریمه می تواند حقوق بین الملل را تا آنجا که غرب تشخیص می دهد باید انعطاف پذیری سیاست خارجی خود را برای به دست آوردن متقابل از روسیه مهار کند. با ظهور چین و روسیه ، غرب انگیزه های محکمی برای بازگرداندن مفهوم برابری مستقل و توافق های بین المللی دارد که مانع استفاده از زور و ترتیب اولویت ها می شود.

با این وجود ، رد جهان چند قطبی در حال ظهور اثر متضاد را ایجاد می کند. تلاش های رئیس جمهور ترامپ برای برطرف کردن سقوط ایالات متحده با از بین بردن محدودیت ها برای بازیابی مزیت نسبت به مخالفان دنبال می شود. علی رغم محبوبیت ترامپ توسط طبقه سیاسی در سراسر غرب ، با این وجود پشتیبانی بدترین غرایز وی توسط مداخله گرای لیبرال وجود دارد.




همچنین در rt.com
اگر روسیه به معنای بازگرداندن برتری آمریکا و بازگشت به دیپلماسی جنگ سرد نیست ، روسیه نمی خواهد “تجدید نظر کند” و نه “تنظیم مجدد” کند.



ایده این است که یک سیستم بین المللی مبتنی بر حاکمیت غیراخلاقی است ، زیرا حق غرب را برای محافظت از اقوام دیگر ملت ها رد می کند. اجماع فزاینده ای برای مقابله با چین وجود دارد ، یک اشتها بی پایان برای تحریم های ضد روسی و تمجید از ترامپ عمدتاً محدود به زمان بمباران سوریه است. هنگامی که جهان در منشور مانویچ به عنوان خلاف شر ، دیده می شود ، هرگونه شناخت منافع روسیه و مصالحه متعاقب آن ، به معنی جذابیت و خیانت به ارزشهای ضروری است.

پایتخت های اروپایی در مورد لزوم گفتگو و توافق در مورد اصول اساسی رفتار با روسیه و چین بیشتر می شوند ، اگرچه تقاضای همبستگی غربی مانع هرگونه تلاش مهم برای توسعه اصول حقوق بین الملل و توافق نامه های مورد نیاز برای جهانی چند قطبی است.

استدلال شایع لیبرال از زمان جنگ سرد این است که غرب جمعی می تواند نظم مبتنی بر قوانین لیبرال را تضمین کند. این نظم بین المللی همیشه تضاد اساسی داشت. وقتی همبستگی غرب شرط نظم مبتنی بر قوانین باشد ، نمی تواند به طور مداوم اصول حقوق بین الملل را به کار گیرد. به عبارت دیگر ، روسیه همیشه در اشتباه خواهد بود. اصولی مانند تمامیت ارضی در مقابل خودمختاری همیشه توسط علایق دیکته می شود.




همچنین در rt.com
عدم موفقیت چپ در به رسمیت شناختن منظره اقتصادی تغییر یافته و گسترده ، به ترامپ فرصت واقعی پیروزی در این انتخابات را می دهد



ناامیدی مسکو از تماشای شکایت پایتخت های اروپایی از سقوط قانون و موافقت نامه های بین المللی در حالی که این امکان را ایجاد می کند ، رشد می کند. پایتخت های اروپایی ابراز نگرانی در مورد دفاع موشکی برای تضعیف ثبات هسته ای استراتژیک در دهه 1990 ، با این حال از آن زمان با واقعیت های جدید سازگار شده اند و موضوع را به عنوان ناسازگاری روسیه رفتار می کنند.

اروپایی ها از ایالات متحده خواستند كه به طور یک جانبه از پیمان نیروهای هسته ای میان برد (INF) خارج نشود ، اما در نهایت با سرزنش روسیه رو به رو شد. روسیگیت ثابت كرد كه این فریب ناشی از پرونده استیل است ، اما مدیر فنی سابق آژانس امنیت ملی بیل بیینی ثابت كرده است كه سرورهای کمیته ملی دموکرات هرگز هک نشده بودند. با این حال ، روایت و تحریم ها باقی مانده است. اتحادیه اروپا در حال حاضر در حال بحث و گفتگو در مورد چگونگی “حمایت از بلاروس ها” است ، در حالی که با همین نفس روسیه را نسبت به مداخله در کشور اتحادیه خود هشدار می دهد.

سیاست خارجی روسیه به احتمال زیاد به جلوگیری از پیچیده شدن روابط از کنترل ، در عین حال واقع بینانه در مورد عدم توانایی در بهبود قابل توجه روابط یا تجدید نظر در قوانین بین المللی واقعیت دارد. روسیه همچنان به عقب نشینی در برابر یک جانبه گرایی و پذیرش قالب های چند جانبه ادامه خواهد داد. پیمایش از طریق یک سیستم بین المللی تحت تغییر سریع مملو از خطرات است ، زیرا قدرتهای بزرگ آماده هستند تا در زمانی که پتانسیل محاسبه غلط در حال رشد است ، خطرات بیشتری را به خود اختصاص دهند.

فکر می کنید دوستان شما علاقه مند خواهند بود؟ این داستان را به اشتراک بگذارید!

اظهارات ، دیدگاه ها و نظرات بیان شده در این ستون صرفاً نویسنده است و لزوماً بیانگر اظهارات RT نیست.

Share