بیانیه های “ضد نژادپرستی” انبوه دانشگاه های انگلیس نشان می دهد که آنها بیش از آموزش به فعالیت توجه دارند – RT Op-ed

بیانیه های “ضد نژادپرستی” انبوه دانشگاه های انگلیس نشان می دهد که آنها بیش از آموزش به فعالیت توجه دارند – RT Op-ed

توسط نوح کارل، یک محقق مستقل مستقر در انگلستان. در سال 2019 ، وی پس از یک کارزار دانشجویی و فعال دانشگاهی ، از کالج سنت ادموند ، کمبریج اخراج شد. او را در توییتر دنبال کنید @ نوح کارل 90

از زمان مرگ جورج فلوید ، ده ها دانشگاه انگلیس بیانیه های “ضد نژاد پرستی” را منتشر کرده اند. این نشانگر دیگری است که نشان می دهد حقیقت جویی بی علاقه جای خود را به فعالیت در آموزش عالی انگلستان داده است.

همانطور که جاناتان هاید روانشناس آمریکایی گفته است استدلال کرد، هدف واقعی یا “telos” دانشگاه ها بی علاقه بودن به دنبال حقیقت است. منظور آنها مکانهایی است که همیشه فرضیات مورد سال قرار می گیرند و همیشه شواهد و مدارک خواسته می شود. اما در سال های اخیر ، آنها نقش دوم ، نسبتاً متفاوت را شروع کرده اند: پیگیری “بی عدالتی” در مورد “عدالت اجتماعی”.

البته ، دستیابی به “عدالت اجتماعی” به معنای چیزی غیرعادی مانند “تلاش برای ایجاد جهان به مکانی بهتر” نیست ، که به جز تندروترین پوچ گرایان می توانند از آن استفاده کنند. در عوض ، این به یک ایدئولوژی خاص اشاره دارد که گروههای هویتی مانند جنسیت و نژاد را به عنوان واحدهای اصلی جامعه می داند. که به بعضی از گروهها وضعیت قربانیان و به برخی دیگر وضعیت ظالمان را نسبت می دهد؛ و این باعث می شود که نیروهای مختلف “ساختاری” و “سیستمی” اعضای گروه های قبلی را در حالی که به “اعضای” گروه دوم “امتیاز” اعطا می کنند ، تحریک کنند.

آخرین نمونه از تعهد دانشگاه های انگلیس به ایدئولوژی عدالت اجتماعی ، انتشار ناگهانی ده ها بیانیه “ضد نژاد پرستی” در هفته های پس از مرگ جورج فلوید است. چنین اظهاراتی توسط: آکسفورد، کمبریج، ادینبورگ، سنت اندروز، UCL، امپراتوری، دورهمی، وارویک، حمام، اکستر، ناتینگهام، کنت، کاونتری، وست مینستر، دی مونتفورت، برایتون، کیل و خیلی های دیگر.

ادامه مطلب





چند جمله کوتاه است ، هر یک شامل یک یادآوری اجباری است که – در صورت تردید – مدیریت ارشد اتفاقاً مخالف نژادپرستی است. با این حال ، بیشتر آنها تا حدودی طولانی تر هستند و نه تنها اطمینان خاطر در مورد مخالفت مدیریت ارشد با نژادپرستی دارند ، بلکه تأییدیه “نابرابری نژادی مداوم” و تعهد به “به نژادپرستی سیستمی بپردازید” مخصوصاً در داخل خود دانشگاه. در بسیاری از اظهارات به ناراحتی نویسندگان از مرگ جورج فلوید اشاره شده است و برخی صریحاً حمایت از جنبش زندگی سیاه را اعلام می کنند.

به عنوان مثال ، بیانیه دانشگاه De Montfort اعلام می کند که “DMU کاملاً در برابر نژادپرستی ایستاده و از ارزشها و اخلاق Black Lives Matter پشتیبانی می کند.” با توجه به اینکه رهبران جنبش گفته اند ، این می تواند به عنوان یک موضوع کمی بحث برانگیز برای گفتن یک دانشگاه با بودجه عمومی تلقی شود. شرح داده شده خود را به عنوان “مارکسیستهای آموزش دیده” و دارد بیان تمایل آنها به “از بین بردن سرمایه داری” و زندان ها را از بین می برد. اما تصور می کنم از دانشگاه ها نمی توان هر سازمانی را که حمایت خود را اعلام می کنند بررسی کنند.

بسیاری از اظهارات همچنین صریحاً مرگ جورج فلوید را به مسئله نژادپرستی پیوند می دهند ، و بدین ترتیب به ادعای کشته شدن فلوید توسط چهار پیشنهاد پلیس نژاد پرستانه (یعنی نه فقط قتل او ، بلکه انگیزه قاتلان وی) اعتبار بخشیده می شود. توسط racus animus). گرچه ممکن است این ادعا درست باشد (ما هنوز همه واقعیت ها را نداریم) ، اما احتیاط به نظر می رسد – خصوصاً برای م institutionسسه ای که ظاهراً در پی دستیابی به حقیقت است – از قضاوت در مورد چنین موضوعی بحث برانگیز تا زمان رسیدگی به موضوع جلوگیری کند می تواند به طور قطعی حل و فصل شود. در واقع ، مفسران مختلفی دارند استدلال کرد علیه روایت تعصب سیستماتیک یا نژادپرستی در تیراندازی پلیس.

چیزی که با خواندن این جملات آشکار می شود این است که شباهت بسیار شباهت آنها به یکدیگر است. (کلمات و عبارات کلیدی از واژه نامه “بیدار” تقریباً در همه آنها وجود دارد.) من نمی دانم “ژنراتور بیانیه ضد نژاد پرستی دانشگاه” وجود دارد ، اما – اگر اینطور نیست – مطمئناً داده های آموزشی کافی برای کسی وجود دارد ساختن یکی. هر بیانیه مانند یک همکاری ناجور بین یک استاد تئوری نژاد حیاتی و مدیر روابط عمومی شرکت خوانده می شود ، که – در واقع – احتمالاً میزان بوروکراسی دانشگاه در سال جاری است.




همچنین در rt.com
همانطور که انتظار می رفت ، تفتیش هویت! چگونه زیر سوال بردن از “نژادپرستی سیستمیک” حرفه یک دانشگاه را خراب کرد و وی را به عنوان یک بدعت گذار معرفی کرد



اینکه چرا بسیاری از دانشگاهها همزمان تصمیم به انتشار بیانیه های “ضد نژاد پرستی” گرفته اند ، یکی از احتمالاتی که برای من پیش آمده این است که همه آنها خدمات همان شرکت روابط عمومی لندن را حفظ می کنند. احتمال دیگر احتمالاً بیشتر این است که وقتی تعداد کمی از دانشگاهها بیانیه هایی را منتشر کردند ، بقیه وحشت کردند و فهمیدند که باید یکی از خودشان را بسازند ، تا در آخر به نظر نرسند تنها م institutionسسه ای باشد که “به بی عدالتی اهمیت نمی دهد.”

آنچه که عجیب ترین اظهارات است ، این واقعیت است که دانشگاهها تصمیم گرفتند که کلاً آنها را منتشر کنند. بی عدالتی های بیشماری در سرتاسر جهان در جریان است ، اما ما انتظار نداریم که دانشگاه ها بیانیه های رسمی را درباره هرکدام صادر کنند. چرا دانشگاه ها در مورد آزار و اذیت اویغورها اظهار نظری نکرده اند؟ چرا آنها در مورد جنگ داخلی در یمن اظهار نظری نکرده اند؟ چرا آنها در مورد شورش بوکو حرام اظهار نظری نکرده اند؟

از آنجا که دانشگاه ها هیچ یک از این بی عدالتی ها را محکوم نکرده اند ، آیا باید تصور کنیم که آنها به آنها اهمیتی نمی دهند؟ با توجه به دانشگاه Bath’s بیانیه، “ما با دانشجویان سیاه پوستان ، کارمندان و جامعه وسیع ما همبستگی داریم.” آیا آنها همچنین با دانشجویان خود که تحت تأثیر همه بی عدالتی های جهان قرار گرفته اند ، همبستگی نخواهیم داشت؟ از آنجا که آنها صریحاً چنین چیزی نگفته اند ، ما فقط می توانیم فرض کنیم که آنها این حرف را نمی زنند.

ادامه مطلب



شکسپیر چه می گفت؟ راتگرز طول می کشد یک ضربه زانو به سیاه زندگی میکند ماده، اعلام دستور زبان انگلیسی، نژادپرست است

به طور کلی صدور بیانیه های رسمی در محکومیت موارد به عنوان یکی از نقش های دانشگاه ها دیده نشده است. منطقی ترین دلیل اینکه بسیاری از آنها تصمیم گرفتند در این مورد خاص اظهار نظر کنند این است که آنها تحت فشار فعالان عدالت اجتماعی قرار دارند که مایلند بیشتر پروژه “استعمارزدایی” آکادمی.

مطابق با این نظریه ، تعدادی از بیانیه های ضد نژادپرستی قول های بزرگی در مورد چگونگی تغییر دانشگاه برای پیشرفت می دهند. به عنوان مثال ، دانشگاه وارویک بیانیه، پس از تشکر “دانشجویان و کارمندان سیاه پوست و افراد رنگین پوست ، که وقت و تلاش عاطفی خود را برای به اشتراک گذاشتن داستان های خود (اغلب به طور مکرر) برای آموزش بسیاری از ما که به آموزش نیاز داریم ، داده اند.” هشت اقدام مشخص را که دانشگاه انجام خواهد داد ، بیان می کند. اینها شامل بودجه می شود “SU’s Warwick Decolonise Project” و راه اندازی a “Taskforce Race Equality”.

شاید بلند پروازانه ترین پیشنهادها باشد گذاشته شده توسط دانشگاه Keele. طبق بیانیه دانشگاه ، “غیر نژادپرست بودن ، تلاش برای از بین بردن نژادپرستی از جامعه و دانشگاه ما کافی نیست […] ما باید به یک نهاد ضد نژادپرستی تبدیل شویم ، نهادی که در مبارزه با همه گیر نژاد پرستی که قرنها جوامع ما را آلوده کرده است ، کمک کامل می کند. “ ادامه می دهد که “این به یک تلاش همه نهادها و درگیر کردن همه کارکنان و دانشجویان نیاز دارد.”

از آنجایی که جورج فلوید در اوایل سال جاری در بازداشت پلیس درگذشت ، دانشگاه های انگلیس خود را لرزاندند تا نشان دهند که چقدر به بی عدالتی نژادی اهمیت می دهند. با این حال ، این چیزی نیست که قرار است دانشگاه ها برای آن باشند. زمان آن فرا رسیده است که آنها فعالیت های ضد نژادپرستی را به شخص دیگری واگذار کرده و به انجام کارهایی که واقعاً از آنها انتظار داریم بپردازند – آموزش دانش آموزان ، حمایت از تحقیقات و تشویق مباحثه.

فکر می کنید دوستانتان علاقه مند می شوند؟ این داستان را به اشتراک بگذارید!

اظهارات ، دیدگاه ها و نظرات بیان شده در این ستون صرفاً از نظر نویسنده است و لزوماً بیانگر عقاید RT نیست.


Share