ترامپ علامتی از انحطاط آمریکا بود که بعید است بعید باشد که آن را تغییر دهد – RT Op-ed

ترامپ علامتی از انحطاط آمریکا بود که بعید است بعید باشد که آن را تغییر دهد – RT Op-ed

آیا وقتی صحبت از سیاست خارجی می شود ، آیا بایدن پس از چهار سال ترامپ مداخله گرایی و ژئوپلیتیک تهاجمی آمریکایی را به چرخش درمی آورد؟ بعید است – اما نه به این دلیل که او نمی خواهد.

با تأیید شدن جو بایدن ، معاون رئیس جمهور سابق ، به عنوان برنده انتخابات سال 2020 ، بسیاری از خود می پرسند که بعد چه خواهد شد. از نظر قانون اساسی احتمالاً برای چهار سال آینده اتفاق زیادی نمی افتد. اما برخی تغییرات ممکن است اتفاق بیفتد ، به ویژه از نظر سیاست خارجی ، جایی که رئیس جمهور آمریکا بیشترین قدرت کنترل نشده را دارد.

برخی اظهار داشتند که “هیچ چیز تغییر نخواهد کرد” از نظر سیاست بین بایدن و رئیس جمهور فعلی دونالد ترامپ و دیگران در واقع معتقدند که این می تواند بدتر باشد. به گفته افراد در اردوگاه اخیر ، بایدن یا حداقل کسانی که در دولت او خواهند بود خطرناک تر خواهند بود زیرا آنها در واقع می دانند که چه کاری انجام می دهند. من مخالفم

ادامه مطلب





ایالات متحده تحت دولت باراک اوباما ، رئیس جمهور ، ناگزیر فهمید که توانایی های کشور در حال گسترش است و اگر نتواند روی یک مسئله خاص تمرکز کند ، خود را نازک می پوشاند و به طور بالقوه در هر جبهه ای از دست می دهد. در عوض ، برای حفظ هژمونی جهانی ایالات متحده ، که در جریان تغییر تمرکز سیاست خارجی اوباما از خاورمیانه به آسیای شرقی ، آشکار بود ، باید تصمیمات عملی گرفت.

دولت اوباما و بایدن از نفت خاورمیانه جدا می شود

به دست آوردن رونق نفت شیل و گاز طبیعی ایالات متحده که از سال 2008 به لطف تحولات شکستگی هیدرولیک (شکستن) آغاز شد ، درست زمانی که اوباما در حال رفتن به کاخ سفید بود ، دولت از این فرصت استفاده کرد و ایالات متحده را در راهی به وجود آورد یک صادر کننده خالص انرژی ، که در سال 2019 اتفاق افتاد و اغلب به اشتباه به دونالد ترامپ اعتبار داده می شود.

در زمان رئیس جمهور اوباما، تولید گاز ایالات متحده 35 درصد ، مصرف گاز 19 درصد و تولید نفت خام 80 درصد افزایش یافته است. این اتفاقی نبود.

به گفته خود اوباما ، دولت وی حتی بیش از رئیس جمهور جورج دبلیو بوش ، زمین های عمومی را برای حفاری گشود. “رونق گاز طبیعی منجر به قدرت تمیزتر و استقلال بیشتر انرژی شده است.. گاز طبیعی فقط به صورت جادویی ظاهر نمی شود … ما آن را تشویق می کنیم و با صنعت کار می کنیم ، ” اوباما در دومین مناظره ریاست جمهوری در سال 2012 گفت.

آژانس بین المللی انرژی (IEA) در سال 2019 پیش بینی کرده است، به عنوان یک نتیجه از سیاست های اوباما ، که ایالات متحده می تواند ظرف پنج سال آینده به بزرگترین صادر کننده گاز طبیعی مایع (LNG) تبدیل شود و این امر منجر به “کشش گاز” جهانی می شود. همچنین بود اوباما که قانون را امضا کرد پایان ممنوعیت صادرات نفت خام آمریکا در سال 2015 در لایحه هزینه های همه کاره توسط جمهوری خواهان.

این حرکت استراتژیک به موارد مختلفی دست یافت ، اما مهمترین آنها از نظر ژئوپلیتیک به شرح زیر بود:

اول ، این باعث ایجاد موجی از بحران های اقتصادی برای دشمنان آمریکا شد. کاهش تقاضا برای نفت ناشی از فشار جهانی ایالات متحده به سمت LNG ، همراه با افزایش تولید نفت در ایالات متحده ، یکی از مهمترین عوامل بحران مالی روسیه در سال 2014-2017 بود که منجر به کاهش شدید قیمت نفت شد. . البته این مهم دلیل اصلی رکود اقتصادی ونزوئلا در سال 2014 بود که البته با کمک تحریم های ایالات متحده در بحران فعلی فرو ریخت.

ادامه مطلب



بنابراین ما نژادپرست هستیم زیرا بایدن پیروزی چشمگیری کسب نکرد؟ که فقط نشان می دهد که چقدر نخبگان و رسانه ها نفرت آمریکایی است

دوم ، و مهمتر از همه ، به ایالات متحده اجازه داد تا حد زیادی ماجراجویانه نظامی خود را در خاورمیانه پایان دهد و در جای دیگر تمرکز کند. تردیدی وجود ندارد که عراق سالهای 2003 تا 2003 یک جنگ نفتی بود ، اما این بلندپروازیهای نه چندان دور استقلال انرژی آمریکا بود که اجازه داد جنگ به طور رسمی پایان یابد. اگر استقلال آمریکا از انرژی خارجی نیز نبود ، ممکن است ایالات متحده نیز با شور و شوق بیشتری دنبال تغییر رژیم در سوریه باشد.

مطمئناً ، این دخالت روسیه در سوریه در سال 2015 بود که این معامله را امضا کرد و ثابت کرد که ایالات متحده توانایی همه جانبه برای انجام حملات را در هر مکان و هر زمان بدون مصونیت از مجازات ندارد – به ویژه در حال حاضر در خاورمیانه. اما تولید انرژی داخلی افزایش یافت که باعث شد این ضرر کل برای واشنگتن نباشد و بنابراین قابل قبول باشد.

محور اصلی آسیای شرقی

به جای درگیر شدن در باتلاق خاورمیانه ، دولت اوباما به سمت شرق چرخید و در سال 2012 استراتژی “محوری به شرق آسیا” را برای مهار چین در حال رشد سریع آغاز کرد. وزیر امور خارجه پیشین هیلاری کلینتون در یکی از ویژگی های 2011 با عنوان Foreign Policy نوشت “America’s Pacific Century” این نقطه اصلی آمریکا برای رهبری جهان است “در آسیا ، افغانستان و عراق تصمیم گیری خواهد شد ، و ایالات متحده درست در مرکز عمل خواهد بود.” (اتفاقاً افغانستان و عراق در آسیا هستند …)

او نوشت، وی افزود: “با پایان یافتن جنگ در عراق و آمریكا شروع به عقب نشینی نیروهای خود از افغانستان می كند ، ایالات متحده در یك نقطه محوری ایستاده است. طی 10 سال گذشته ، منابع عظیمی را به آن دو سالن اختصاص داده ایم. در 10 سال آینده ، باید درمورد اینکه چه زمان و انرژی سرمایه گذاری می کنیم ، هوشمندانه و منظم باشیم ، تا بتوانیم خود را در بهترین وضعیت برای حفظ رهبری ، تأمین منافع و پیشبرد ارزش های خود قرار دهیم. “

دلیل اینکه یک رویکرد “هوشمندانه و سیستماتیک” مورد نیاز بود (و هست) این است که برجستگی آمریکا سقوط کرده است ، و به دلیل تناقضات داخلی سیستم اقتصادی-اجتماعی خود ، در معرض انحطاط طبیعی امپراتوری قرار گرفته است. اجماع رایج واشنگتن در زمینه سیاست و اقتصاد ، موردی که بر غارت کامل دولت و نهادهای عمومی به نفع غنی سازی شرکت ها تأکید می کند ، توافقی است که همیشه مقصد شکست بود. زیرساخت های آمریکا در حال فروپاشی است ، توانایی آن در آموزش کافی نسل های جدید کاهش می یابد و خود را کمتر قادر به رقابت می داند.

برای نجات خشن این وضعیت ، ایالات متحده به جای تلاش برای رفع این تضادها ، سعی در تضعیف و تقسیم چین داشت تا اهرم های نظامی و سیاسی خود را در آسیای شرقی ادامه دهد. آنها امیدوار بودند که با تقویت روابط نظامی ، اقتصادی و سیاسی با کشورهای همسایه چین به این مهم دست یابند.

یکی از نمونه های این طرح برای منزوی کردن چین ، مشارکت Trans-Pacific (TPP) بود که سعی داشت همسایگان چین را به آمریکا نزدیکتر کند و اهرم اقتصادی چین را خنثی کند. به طور خالص از نظر ژئوپلیتیک ، این یک بازی درخشان بود که به ایالات متحده اجازه می دهد راه های جدیدی را در تعیین قوانین تجارت بین الملل باز کند. اوباما در آن زمان بحث کرد که “اگر این توافقنامه را تصویب نكنیم – اگر آمریكا این قوانین را ننویسد – پس كشورهایی مانند چین این كار را می كنند.”

ادامه مطلب



سیستم سیاسی ایالات متحده آخرین چیزی است که کشور را در کنار هم نگه می دارد. 2020 انتخابات است برای نابود کردن آن است

ترامپ استراتژی ژئوپلیتیک اوباما را خراب می کند …

چند روز پس از روی کار آمدن در سال 2017 ، دونالد ترامپ ، رئیس جمهور تازه منتخب آمریکا ، از آنچه که به عنوان یک پیروزی برای کارگران آمریکایی تلقی می شود ، از TPP کناره گیری کرد اما اگر حاوی چین باشد ، بدون شک یک استراتژی غیرعاقلانه بود ، یک اولویت. فقط چند هفته بعد ، نخست وزیر سابق ژاپن ، شینزو آبه ، با ترامپ در مار-لا-لاگو دیدار و در مورد امنیت آسیای شرقی گفتگو کرد ، ظاهراً از ترامپ خواستار عقب نشینی در مورد خروج TPP شد اما نتیجه ای نداشت.

مطمئناً ، ترامپ علیه چین تهاجمی بوده است ، اما این تهاجم گیج ، ناامیدانه و هنگامی که با حملات دولت خود به نهادهای چند جانبه همراه شده است ، فقط وضعیت واشنگتن را در سطح جهانی تضعیف کرده است.

برخی در خارج از کشور این را مزیت ترامپ می دانند – دولت او هرگز از توانایی های رو به کاهش آمریکا نمی فهمد و همین امر او را به نوعی کمتر خطرناک می کند. ترامپ با این فرض كه آمریكا از همان توانایی های سلطه طیف كامل بوش اول تا بوش دوم برخوردار است ، سعی كرد “آمریكا را دوباره بزرگ” كند ، اما متوجه شد كه این چنین نیست و در نهایت بدون تغییر رژیم بود. دلیلش این نبود که دولت او نخواسته است – ما می دانیم که آنها این کار را کرده اند – بلکه به این دلیل است که وی سلطه آمریکا را بیش از حد ارزیابی کرده است.

این بدان معناست که دولت ترامپ خیلی فراتر از آنکه بتواند با تشدید ونزوئلا ، کوبا ، چین ، ایران و بسیاری از کشورها به طور هم زمان ، جوید – و این هرگز کارساز نبود.

… اما انحطاط آمریکا اجتناب ناپذیر است

دولت بایدن مملو از فارغ التحصیلان اوباما و افرادی است که واقعاً ژئوپلیتیک را می فهمند ، در این باره هیچ سوالی وجود ندارد. اما آیا این امر واقعاً او را برای بقیه جهان خطرناک تر می کند؟ به ندرت.

محدود کردن توانایی های مخفی و نظامی آمریكا یادگار دولت ترامپ در حال خروج نیست بلكه یك ناگزیر تاریخی است و جو بایدن نمی تواند این را نجات دهد. باید درک کرد که آمریکایی ها همیشه بیشترین فشار را وارد می کنند. اگر آنها به جایی حمله نکنند و دخالت نکنند ، به این دلیل ساده است که نمی توانند – چه به دلایل لجستیکی و چه سیاسی.

و دوباره ، به سادگی هیچ راهی برای رقابت با یک کشور پیشرفته مانند چین – که بالاترین رشد اقتصادی در تاریخ بشریت را تجربه می کند و در نوآوری مسلط است – با یک سیستم اقتصادی – اقتصادی که هیچ مفهومی از کالاهای عمومی عمومی ندارد ، وجود ندارد. غیرممکن است

ترامپ ممکن است با شرمساری ایالات متحده در صحنه جهانی و منفجر شدن خود از اقتصاد ایالات متحده به دلیل واکنش سو C مدیریت Covid-19 ، مسیر نزولی واشنگتن را تسریع کند ، اما اکثر آنها می دانند که این بازتاب دهنده خود ایالات متحده است و فقط ترامپ نیست. به هر حال ، کشوری که می تواند در واقع ریاست جمهوری ترامپ را تولید کند و سپس با یک پیرمرد 77 ساله روحی رو به زوال (که به زودی 78 ساله خواهد شد!) پیگیری کند ، نامشخصترین قدرت جهان است. این فقط یک واقعیت تاریخی است که امپراتوری ها برای همیشه دوام ندارند.

بایدن مجدداً به م institutionsسسات و توافق نامه های چند جانبه پیوست ، که ثبات را به اقدامات واشنگتن باز می گرداند و بنابراین به ثبات روابط بین الملل کمک می کند. او همچنین بدون شک توانایی کمتری نسبت به ترامپ برای شروع یک درگیری جدی جدی خواهد داشت ، همانطور که ترامپ بعد از دولت اوباما کمتر بود. آنچه برای تماشای بایدن از اهمیت بیشتری برخوردار است نحوه مدیریت چین است – چه او به یک استراتژی جداکننده متقابل مانند ترامپ فشار بیاورد و چه به دنبال یک تعامل برد-برد باشد که می تواند به بهبود کل اقتصاد جهان پس از همه گیری کمک کند.

گفته ها ، دیدگاه ها و نظرات بیان شده در این ستون صرفاً از نظر نویسنده است و لزوماً بیانگر RT نیست.

Share