حملات اسلامگرایان و سکولاریسم منحصر به فرد فرانسه – RT Op-ed

حملات اسلامگرایان و سکولاریسم منحصر به فرد فرانسه – RT Op-ed

حملات تروریستی وحشتناک فرانسه را به شدت تحت تأثیر قرار داده است – حملات به جمهوری که سالها تلاش کرده است کلیسا و دولت را جدا نگه دارد. آزادی مذهب در میان یک تروریسم همه گیر و اسلامی به کانون توجهات پرتاب می شود.

ماه گذشته ، معلم ساموئل پتی (47) ، در حومه پاریس ، روبروی مدرسه ای که وی در آن تاریخ و جغرافیا تدریس می کرد ، کشته شد و سر او را بریدند. عامل این جنایت یک اسلامگرای 18 ساله بود که خانواده چچنی در سال 2008 به عنوان پناهنده به فرانسه آمدند و در سال 2011 به آنها پناهندگی اعطا شد. عامل اصلی این حمله وحشتناک این واقعیت بود که پتی در یک درس با دانشجویانش مباحث آزادی را مورد بحث قرار داده بود بیان و سکولاریسم با استفاده از کاریکاتورهای اسلام. این حمله فرانسه و بحث در خانواده ها ، سیاست و رسانه ها را به شدت تحت تأثیر قرار داد. پنج روز بعد ، رئیس جمهور امانوئل مکرون ، قربانی حمله تروریستی را با افتخار در سوربن به یاد آورد. “معلم ساموئل پاتی جمهوری خواهان دانش آموزان خود را ساخت” یکی از نکات برجسته سخنرانی احساسی رئیس جمهور بود.

ادامه مطلب





یک هفته بعد ، حمله وحشتناک دیگری شهر نیس را لرزاند. سه نفر در یک کلیسای کاتولیک کشته شدند ، یکی از قربانیان تا حدی سر بریده شد. مهاجم ، که گفته می شود یک پناهنده تونسی است و تنها چند روز قبل از طریق ایتالیا به فرانسه آمده بود ، هنگام انجام جنایت وحشتناک خود ، مرتبا فریاد “الله اکبر” را سر می داد.

جمهوری گرایی فرانسه ، که در مداحی ماکرون برای معلم سر بریده شده پاتی استناد شده است ، ناشی از انقلاب فرانسه در سال 1789 است. یک جدایی سخت از کلیسا و دولت در میان سلطنت ترور انقلابیون بوجود آمد. در سال 1905 ، لائیسم هنوز بنیادی معتبر برای فرانسه شد. منظور از این امر و چگونگی ظهور این ویژگی منحصر به فرد فرانسوی در این بخش شرح داده خواهد شد.

با فراخوان تحریم محصولات فرانسوی در جهان اسلام در نتیجه بحث و جدال تازه در مورد اسلام در فرانسه ، وضعیت همچنان در حال بدتر شدن است. لطفا توجه داشته باشید ، این چیز جدیدی نیست. این موضوع باعث ایجاد ادبیات و بسیاری از سمینارها شده است و بارها و بارها منجر به اختلافات دیپلماتیک بین پاریس و بقیه جهان شده است. در دهه گذشته ، تروریسم و ​​سایر انواع خشونت ها چندین بار به سنت دیرینه سکولاریسم و ​​تجلی منحصر به فرد فرانسه در لائیسیته حمله کرده اند.

جمهوری خواهان ، اسلام و سیاست جهانی

طی چند هفته گذشته اصطلاح “جدایی طلبی اسلامی” به طور مرتب در گفتمان ماکرون ظاهر می شود. قانونی برای منع آن قرار است در اوایل دسامبر در پارلمان تصویب شود. اکنون یک بعد بین المللی در این بحث ملتهب ملی بوجود آمده است ، که همچنین به موقعیت رقبای سیاسی ضعیف ، راست افراطی می پردازد. رجب طیب اردوغان ، رئیس جمهور ترکیه اکنون این موضوع را آغاز کرده است ، موضوعی که برای اولین بار در 2005-06 به دلیل کاریکاتورهای دانمارک ، در سیاست های بین المللی سر و صدا ایجاد کرد ، با حملات بسیار شخصی به ماکرون. پاریس و آنکارا برای مقابله مدتی – چه در لیبی ، شرق مدیترانه و چه در سوریه ، برای نام بردن از چند عرصه در جریان بوده اند.

در تمام این مدت ، تاریخ و حال ، خشونت بی رویه و بیش از هر چیز احساسات شدید بر امور جهان مسلط بودند. همانطور که در کتاب مطبوعات نوشته شده است ، “هیچ چیز جدیدی در زیر خورشید وجود ندارد.”

تقریباً در هیچ جای دیگر اروپا ، جنگ های مذهبی به یکباره به شدت در فرانسه آغاز نشده است. پروتستان ها علیه شاه کاتولیک و با گسترش اقتدار ایالت قیام کردند ، همانطور که در آلمان با امپراتوری هابسبورگ اتفاق افتاد. این فقط در مورد الهیات بود ، در مورد تقسیم قدرت بود. آشفتگی جنگ سی ساله ، نمای وحشتناکی از چگونگی تبدیل شدن جنگ به یک تجارت است. تقریبا نیمی از جمعیت در مناطق درگیری جان خود را از دست دادند. مبارزه بر سر آزادی مذهبی و به رسمیت شناختن کلیسای اصلاح شده ، کلیسایی که تعالیم جان کالوین از ژنو را دنبال می کرد ، طی قرن ها در امپراتوری فرانسه انجام می شد. اصلاح طلبان به هوگنوت نیز معروف بودند. این نام ممکن است از “Eidgenossen” (یا “کسانی که به سوگند یاد می شوند”) آمده باشد ، و آن را از ریشه سوئیسی تشکیل دهد ، که می تواند با اتصال به اصلاحات سوئیس توضیح داده شود.

قتل عام روز سنت بارتلویمه در شب 23 و صبح 24 اوت 1572 فقط یک فصل خونین از صف طولانی درگیری های خشونت آمیز بود که از طریق تلاش برای آشتی مانند فرمان نانت در سال 1598 شکسته شد. لویی چهاردهم این را در 1685 لغو کرد ، که به نوبه خود هوگانوت ها را مجبور به فرار کرد. پروس هنوز ناچیز بود که از این مهاجران سود ببرد ، زیرا آنها تحصیلات و روحیه کارآفرینی را با خود به همراه آوردند. فرزندان آنها هنوز هم نام فرانسوی دارند.




همچنین در rt.com
همانطور که چهار نفر در حمله اتریش کشته شدند ، به یاد داشته باشید که همه قربانیان تروریسم نمی میرند. برخی مانند دوست من با زخم های نامرئی زندگی می کنند



مقاومت پروتستان

با این حال ، در کوههای سیونس در شمال پرووانس ، پروتستان ها سر پا ایستادند و از فرار خودداری کردند. در سال 1702 ، شورشی در میان Camisards ایجاد شد ، نام ‘Camisard’ به معنی “پیراهن پوش”. بیش از یک قرن پیش ، خانه قبلی رهبر شورش ، پیر لاپورت ، معروف به “رولان” ، به عنوان موزه مورد استفاده مجدد قرار گرفت. قصه های قهرمانی هر قیام به سرعت به عنوان یک افسانه در می آیند ، اما همچنین به عنوان نمونه هایی از یک مبارزه حزبی عمل می کنند. حملات شبانه و تاکتیک های چریکی – مانند غیرنظامیانی که مخفیگاه ها را پنهان می کنند و بسیاری از واحدهای کوچک جنگی را که سربازان ارتش سلطنتی را گیج می کنند – ایجاد می کنند ، این شورش را تشکیل می دهد. مومنان همچنین برای انجام خدمات کلیسا در جنگل گردهم آمدند ، این یکی دیگر از اقدامات مقاومت است. کودکان همچنین به عنوان پیامبر در کشور پرسه می زدند و به عنوان صدای پیام آوران الهی مورد پرستش قرار می گرفتند. یک روز بدون شک وحشی ، اما زمانی که ممکن است در حال حاضر پوچ ما از جنگ های مذهبی متعدد و هشدارهای پایان جهان چندان عجیب به نظر نرسد.

چند دهه بعد ، انقلاب فرانسه ، با “Terreur” خود ، که در طی آن میراث دینی تضعیف شد ، به دنبال آن رخ داد. مانند انقلاب اکتبر روسیه ، عقاید ، روحانیون و کلیساها به طور یکسان از زندگی روزمره مردم کاملاً مذهبی ناپدید شدند. با بازگشت سلطنت پس از پایان سلسله ناپلئون ، دین بازگشت.

جدایی سختگیرانه سیاست و دین

وقتی صحبت از نقش دین می شود ، انقلاب 1789 آثار عمیقی را برجای گذاشت. “سیتوئین” ، یعنی شهروندی که باید از هرگونه پیوندهای قومی مذهبی یا وابسته به آن آزاد باشد ، آرمان جمهوری بود. فرانسه سعی کرد ایده آل گفته شده را از طریق فرانکفونی و استعمار به بقیه جهان صادر کند. این موفقیت متوسط ​​است ، زیرا به غیر از کمال آتاتورک ، بنیانگذار ترکیه مدرن در سال 1923 ، به سختی جوامعی در خارج از فرانسه می توانستند با آن گرم شوند. آیا واقعاً مردم بقیه جهان اینقدر پارسا هستند؟ کمالیست ها در ترکیه ، که به نام اسلام بسیار تغییر کرده اند ، البته ضعیف تر از آن هستند. حتی فرانسه سکولار همزاد ماریان و توده های بزرگ است. با این حال ، دین در خارج از اداره و کل حوزه عمومی قفل شده است.

ادامه مطلب



همانطور که بدن در حملات تروریستی سوار می شوند ، اروپا باید درک کند که اسلام خود مسئله نیست بلکه چگونگی و چرا مردم رادیکال می شوند

در هر صورت ، مفهوم شهروندی جمهوری از سالهای جوانی من را مجذوب خود کرده است ، زیرا فرد آزادانه می تواند از طریق موفقیت پیشرفت کند. نه خانواده ، نه قومیت و نه دین به حساب نمی آیند ، بلکه کاملاً مبتنی بر شایسته سالاری یا موفقیت است. این چیزی است که من در اتریش نمی دانستم ، جایی که معیارهای دیگر مسیر فرد را باز یا مسدود می کند. در وین ، شهروندان فردی و استعدادهای آنها نسبت به ارتباطاتشان با دسته های مختلف بسیار کمتر پیشرفت می کنند.

جدایی کلیسا و دولت با قانون در سال 1905 عادی شد. قانون لائیسم ، که نخست وزیر فرانسه امیل کمبس برای تصویب آن در برابر مقاومت شدید کسانی که به کلیسا وفادار بودند ، تصویب شد ، در درجه اول در مورد کلیسای کاتولیک اعمال می شد. اما در روحیه بی طرفی ، فرقه های دیگر نیز گنجانده شد. همانطور که در ماده 1 قانون اساسی جمهوری پنجم در سال 1958 تأکید شده است ، فرانسه از آن زمان لائیست است ، این در عمل به چه معناست؟ دولت اجازه نمی دهد كه دروس دینی در مدارس دولتی برگزار شود و از نظر قانونی ، جوامع مذهبی صرفاً یك انجمن خصوصی هستند و به همین ترتیب بودجه آنها تأمین می شود. بعلاوه ، استفاده از نمادهای مذهبی در مدارس دولتی از سال 2004 ممنوع شده است. اول و مهمترین ، این شامل روسری سر است که تا حدی در آیین های اسلامی شناخته شده است ، اما در قرآن اینگونه نیست. همین آیین ها برای نمادهای یهودی Kippa یا مسیحیان روی گردنبندها اعمال می شود که در مدارس دولتی نیز مجاز نیستند.

در آغاز قرن 20 ، سلطنت طلبان ، روحانیون ، ارتش و بسیاری از محافل بورژوازی به شدت علیه این قانون مبارزه کردند ، اما در نهایت بی فایده بود. درست است که اتحادهایی از این نوع با جنبش شهروندان “Manif pour tous” (تظاهراتی برای همه) که در ابتدا علیه مشارکت همجنس گرایان بود و پس از آن بسیاری از مسائل دیگر را در دوران مسئولیت فرانسوا اولاند بر عهده گرفت ، پدید آمد. البته ، امروز مشکل واقعی سکولاریسم سختگیرانه به احتمال زیاد رادیکال ها در میان شش میلیون مسلمانی هستند که تخمین زده می شود در فرانسه زندگی کنند.

نسل دوم و سوم مغربی ها که اکثریت قریب به اتفاق آنها از شمال غربی آفریقا نشأت می گیرند ، اغلب احساس عقب ماندن می کنند ، حتی بیشتر در مواقع مشکلات اقتصادی. در مقابل افرادی که از ترکیه یا کشورهای عربی به دنیای آلمانی زبان مهاجرت کرده اند ، مسئله زبان هرگز برای اکثریت قریب به اتفاق مسلمانان پیش نیامده است. زیرا بیشتر اعراب ساکن فرانسه معمولاً فرانسوی عالی صحبت می کنند. من دانش خود را در مورد زبان فرانسه بیش از هر چیز مدیون دوستان عربی هستم ، که بعداً به من امکان داد در آکادمی اداری ENA جایگاهی کسب کنم. در اینجا بود که من نه تنها چیزهای زیادی در مورد دولت فرانسه آموختم ، که علاوه بر موارد دیگر ، به نهادهای اتحادیه اروپا نیز صادر شده است ، بیش از همه ، من چیزهای زیادی در مورد درک خود فرانسه ، که خود را ریشه در یک جامعه سکولار دارد ، آموختم. این همچنین پایه و اساس هر چیزی است که تحت “جهانی” در فرانسه قرار می گیرد. این بدان دلیل است که ارزشهایی که انقلاب فرانسه با خشونت و تخریب فراوان ، “آزادی ، برابری و برادری” تولید کرده است ، موضوعات اصلی برای همه مردم در هر زمان محسوب می شود. شما را قادر می سازد تا همان کار را انجام دهید – فرانسه این مسئولیت سیاسی جهانی خود را دید و می بیند. این مفهوم نه تنها از دست دادن اهمیت در سطح بین المللی ، بلکه از بسیاری از شکاف های داخلی نیز رنج می برد. جهان به سمتی کاملاً جدید تبدیل شده است ، به موجب آن بازگشت مذهبی ها – همانطور که گفته می شود 70 سال پیش وزیر فرهنگ و نویسنده فرانسوی ، آندره مالرو ، آن را فرموله کرده است – نقش دارد. از این گذشته ، این اظهارات که قرن بیست و یکم مذهبی خواهد بود به او نسبت داده می شود ، اگرچه مشخص نیست که آیا او فقط به فکر تجدید حیات معنویت بود یا نقش دین به عنوان یک دستور کار سیاسی.

ادامه مطلب





اسلام و لائیسیته à la française

ژیل کپل ، جامعه شناس پاریسی ، مطالعات تجربی زیادی درباره بازگشت اندیشه های مذهبی در فرانسه در دهه 1980 نوشت. در آنها ، او خود را به مبلغین رادیکال در بسیاری از “بانلیوها” یا حومه شهرهای بزرگ فرانسه که اغلب مورد غفلت واقع می شدند ، مربوط می کرد ، در زمانی که ورود این موضوع به سیاست راه گریز بود. کتاب وی با نام “لا ریوانش دی دیو” (انتقام خدا) 30 سال پیش منتشر شد و گزارشی مقایسه ای از افزایش نفوذ سیاسی انجیلی ها در ایالات متحده ، اسلام گرایان در جهان اسلام و همچنین هندوها و یهودیان مذهبی ملی را ارائه داد. کپل باید با تحقیقاتی که در این مدت انجام شد ، مسیر خود را ادامه می داد. با این حال ، در سال 2000 وی “جهاد: ردپای اسلام سیاسی” را نوشت و در آن نظریه هایی را درباره پایان اسلام سیاسی ارائه داد که نادرست بودن آن ثابت شد. اگرچه ، کپل در کارهای اولیه خود تحقیقات دقیقی را ارائه داد.

مطالعات و انتشارات در مورد موقعیت “یک جمهوری جمهوری” یک تجارت پیرامون اسلام ایجاد کرده است. با این حال ، در فرانسه ، موضوع به زودی فراتر از بحث آکادمیک خواهد بود. لیست حملات با انگیزه اسلام گرایان طولانی است. سال 2015 با حمله به تحریریه یک مجله هجو شروع شد که به طور منظم تمام آیین ها را با کاریکاتور مسخره می کرد و با حمله به تئاتر Bataclan پایان یافت. حمله به معلم پتی خاطرات خشونت و ارعاب را بیدار می کند و از آن زمان یک حرکت بزرگ همبستگی ملت را فرا گرفته است. به ویژه برای معلمان غالباً بدحجاب ، که می توانند مثالهای زیادی از اختلافات دشوار درباره اسلام بیاورند.

ماکرون می داند که اکثریت مردم فرانسه پشت سر او هستند و او از سکولاریسم به عنوان هسته اصلی آرمان های جمهوری پشتیبانی می کند و تا حدی بر سیاست روزمره تسلط دارد که حتی دوباره سازی ، بازگشت کل قفل ها ، که از ساعت 9 شب تا 6 صبح اعمال می شود ، کمرنگ می شود به پس زمینه اکنون ، با فشار اضافی از خارج ، همانطور که در روزهای اخیر با فراخوان تحریم از سوی جهان اسلام مشاهده شده است ، یک دژاوو از احساسات بوجود می آید. با این حال ، در طی همه گیری ، اعصاب از بین رفته است ، زیرا بحران اقتصادی و تنش های اجتماعی جوامع را در فرانسه و سایر نقاط تحت تأثیر قرار می دهد. این تقریباً یک پارادوکس از تاریخ است که به ویژه در فرانسه انقلابی و سکولار ، جنگ های مذهبی بار دیگر کشور را شکل داده است. اکنون زمان سیاست آشتی است ، نه رویارویی شبیه لویی چهاردهم. اگرچه او در جنگ مذهبی زمان خود پیروز شد ، اما به دنبال اتحاد با عثمانی بود.

اظهارات ، دیدگاه ها و نظرات بیان شده در این ستون صرفاً از نظر نویسنده است و لزوماً بیانگر RT نیست.

Share