ناآرامی و تلاطم در مناطقی از اتحاد جماهیر شوروی سابق به این معنی است که فروپاشی آن هنوز محقق نشده است – RT Op-ed

ناآرامی و تلاطم در مناطقی از اتحاد جماهیر شوروی سابق به این معنی است که فروپاشی آن هنوز محقق نشده است – RT Op-ed

توسط مایکل مردر، استاد تحقیق IKERBASQUE در بخش فلسفه دانشگاه کشور باسک (UPV / EHU) ، ویتوریا-گاستیز ، اسپانیا. او نویسنده مقالات علمی متعددی و 15 کتاب و همکاری در LA Review of Books، The Guardian، New York Times، El Pais و سایر نشریات بین المللی است.

ما باید در بازه زمانی تاریخ سیاسی بازنگری کنیم. 30 سال پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی ، خیلی زود است که بگوییم معنای آن در مقیاس جهانی چیست و آیا روند کار به پایان رسیده است.

بسیاری از مفسران بین المللی با خوشحالی در نظر دارند که ناآرامی هایی که اکنون بلاروس ، اوکراین شرقی ، ارمنستان ، آذربایجان و قرقیزستان درگیر است ، چیزی بیش از چالش های حوزه نفوذ روسیه (و شخصاً ولادیمیر پوتین) در به اصطلاح “فضای پس از شوروی”. Financial Times انگلیس اعلام کرد “همسایگی روسیه” بودن “در شعله های آتش”؛ اخبار بلومبرگ ناراحت است که “برای ولادیمیر پوتین دشوارتر و دشوارتر است که عکس بگیرد”در روسیه “در نزدیکی خارج از کشور”؛ نیویورک تایمز اعلام می کند که پوتین، مدتها که بذرپاش بی ثباتی ، اکنون توسط آن احاطه شده است. “

آنچه مشترک این تحلیل ها و بسیاری دیگر از تجزیه و تحلیل های مرتبط است ، کوته بینی تاریخی آنهاست که بر دوره اخبار کلیک ، بیت صدا و تولید انبوه نظرات ما حاکم است.

ادامه مطلب





فرض بر این است که فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی شوروی اتحاد جماهیر شوروی رویدادی است که در گذشته رخ داده است ، روند انحلال تقریباً سه ساله که در اواخر جایگزینی پرچم قرمز شوروی با رنگ سه رنگ روسی بر فراز کرملین در 25 دسامبر 1991 به اوج خود رسید.

اما آیا واقعاً همه چیز به همین سادگی است؟ اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی سیاسی بود که از اولین انقلاب موفقیت آمیز کارگری متولد شد ، در شکست دادن نازی ها در جنگ جهانی دوم بسیار مهم بود و درگیر جنگ سرد طولانی با ابرقدرت دیگر ، ایالات متحده بود. آیا ناپدید شدن چنین بازیگر سیاسی می تواند خود را به یک قاب ناچیز سه ساله محدود کند؟

برای اینکه تحولاتی را که برخی از جمهوری های شوروی سابق درگیر آن هستند ، در متن مناسب خود قرار دهیم ، ما باید یک فلسفه قوی از تاریخ ، بالاتر از همه تاریخ سیاسی را توسعه دهیم. منظور من این نیست که آنچه لازم است تولید موهای زائد مقالات و کتابهای دانشگاهی است ، با اصطلاحات معرکه ای که برای افراد عادی غیرقابل دسترس باقی مانده است. در عوض ، در سطح آگاهی عمومی خود ، (که اکنون توسط مفسران نسبتاً یک بعدی کار می کنند و در سازمان های خبری اصلی کار می کنند) ، ما باید تاریخ سیاسی را با تمام شکاف ها ، فرایندهای طولانی مدت زیرزمینی و فاصله زمانی بین علل و معلولات متفاوت تصور کنیم. .

در مورد مکالمه هنری کسینجر وزیر امور خارجه آمریکا و ژو انلای نخست وزیر چین در اوایل دهه 1970 حکایت مشهوری وجود دارد. وقتی از او س askedال شد که نظر او درباره انقلاب فرانسه در سال 1789 چیست ، انلائی گفت: “گفتن خیلی زود است.”




همچنین در rt.com
“روسیه برای نجات ارمنستان آمد”: رئیس جمهور آذربایجان علی اف به ایروان گفت باید از پوتین برای “یک بار دیگر” برای نجات آن تشکر کند



در تلاش برای توضیح این پاسخ گیج کننده به واقعه ای که نزدیک به 200 سال قبل از مکالمه اتفاق افتاده بود ، گفته شد که این ترجمه بود قطعی، ژو انلای را به این فکر انداخت که از وی در مورد قیام های دانشجویی 1968 در پاریس سوال شده است. از نظر مفسران غربی این تصور غیرقابل تصور بود که اتفاقی که مدتها پیش رخ داده هنوز برای داوری تاریخی باز نباشد. اما ، حتی اگر نوعی سردرگمی بین وقایع فرانسه در قرن هجدهم و قرن بیستم اتفاق بیفتد ، کاملاً قابل توجیه بود: آیا قیام های 1968 پس از انقلاب فرانسه ، در کنار روس ها ، چینی ها ، کوبایی ها و انقلاب های دیگر که برای رهایی جهانی انسان از طریق رهایی کارگر تلاش می کنند؟

بنابراین ، برای ما ، که کمتر از 30 سال از آن زندگی می کنیم “رسمی” فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ، باید بدیهی باشد که برای درک معنای این رویداد و اینکه آیا حتی به اتمام رسیده است ، هنوز خیلی زود است. در شرق و غرب ، زندگی ما به طور نامرئی توسط عواقب آن شکل می گیرد ، گویی که تاریخ های اخیر ما دنباله دار آن اتفاق مهم است.

ادامه مطلب



رهبر سابق قرقیزستان ، آتامبایف 4 روز پس از آزادی از زندان در میان ناآرامی های سیاسی و تلاش برای ترور بازداشت شد

در حال برچیدن دولت رفاه در کانادا ، ایالات متحده و اروپا با توجه به ناپدید شدن دشمن شوروی و مبارزات ایدئولوژیک جهانی مرتبط ، که مستلزم جابجایی شبه سوسیالیستی کارگران در غرب است ، تا حد زیادی قابل توضیح است. ادعای کوتاه مدت ابرقدرت جهانی هژمونیک توسط ایالات متحده ، که در روایت فرانسیس فوکویاما از پایان نئولیبرال تاریخ منعکس شده است ، به همان اندازه نتیجه فروپاشی بود ، که عواقب آن هنوز هم فرسوده نیست.

در داخل روسیه ، یک شکاف فرهنگی یا زبانی بین نسلی و حتی ارتباطی ، زخمی قابل مشاهده در بدنه سیاست را نشان می دهد. در بلاروس ، اوکراین ، ارمنستان ، آذربایجان و قرقیزستان ، اختلافات مختلف در وضعیت موجود علائم میراث حل نشده فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی است.

در همین زمینه است که باید رابطه ما با وقایع بزرگ تاریخی با دقت مجدداً تنظیم شود. یک بار دیگر ، تشبیهات کیهانی به ذهن خطور می کنند: برای رسیدن به زمین ، انرژی خورشیدی طول می کشد ، با سرعت نور ، 8 دقیقه و 20 ثانیه حرکت می کند. به همین ترتیب ، بین یک واقعه مهم و آن یک تاخیر وجود دارد “ورود” ، گسترش کامل پیامدهای آن با اشاره به فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ، وجود تاریخی ما هنوز در این تاخیر اتفاق می افتد ، دقیقاً مانند پرتوی از خورشید که هنوز به زمین برخورد نکرده است.

این یعنی دو چیز.

اول ، ما می دانیم که ما می توانیم تاریخ را فقط با نگاه به گذشته معنا کنیم ، اما زمان دقیق وقوع چنین تصوراتی کاملاً مشخص نیست. بر خلاف اخترفیزیک ، که مجموعه ای از محاسبات به ما امکان می دهد پیش بینی کنیم که انرژی آزاد شده توسط خورشید چه زمانی به سیاره ما می رساند ، در زمینه مطالعات تاریخی چنین تکنیکی وجود ندارد.

دوم ، عدم قطعیت یک واقعه و بسیاری از عواقب آن نشان می دهد که آن کاملاً باز ، حتی ناپایدار است. از این رو می توان گفت که ، هنوز که در راه است ، ممکن است یک واقعه کاملاً به نتیجه برسد یا با آن مقابله و از ریل خارج شود: سقوط اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی ممکن است خودش سقوط کند ، یا به سرانجام برسد. از این نظر ، امکان با تمام بلاتکلیفی آن ، از گذشته ای زنده نشات می گیرد ، نه از آینده ای ناشناخته.

فکر می کنید دوستانتان علاقه مند می شوند؟ این داستان را به اشتراک بگذارید!

گفته ها ، دیدگاه ها و نظرات بیان شده در این ستون صرفاً از نظر نویسنده است و لزوماً بیانگر RT نیست.

Share